دانشآموز روستایی رتبه ۱۲ کنکور را کسب کرد
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ میان کوههای استوار ماهنشان و در پیچوخم کوچههای روستای میانج این روزها صدایی از جنس امید شنیده میشود. صدایی که از اراده پولادین دختری حکایت دارد که سقف آرزوهایش به وسعت قلههای علمی کشور گره خورده است. فاطمه محمدی، نامی که این روزها در محافل علمی و آموزشی استان زنجان با افتخار تکرار میشود، توانسته است با تکیه بر خودباوری و پشتکار بیوقفه، سد بزرگ کنکور را بشکند و رتبه ۱۲ کشوری را در گروه علوم انسانی به نام خود ثبت کند.
بیشتر بخوانید
تصور کنید شبهای سرد و طولانی روستا را روزهایی که شاید بسیاری از امکانات آموزشی پایتختنشینها برای او فرسنگها دورتر بود، اما فاطمه با سلاح مطالعه مستمر و عزمی راسخ برای رسیدن به مقصد، مسیر دشوار موفقیت را هموار کرد. این موفقیت نه محصول معجزه، بلکه نتیجه ساعتها مطالعه در سکوت روستا و حمایت بیدریغ خانوادهای است که با وجود تمامی محدودیتها، چراغ راه او شدند.
قصه شکفتن استعدادهای درخشانی است که در جایجای مناطق کمبرخوردار ماهنشان نهفتهاند و تنها نیازمند باور و حمایت هستند.
این رتبه ۱۲ کشوری، پیامی روشن برای همه دانشآموزان این دیار دارد، خواستن، توانستن است.
این درخشش، علاوه بر اینکه کام اهالی میانج پری را شیرین کرد، بار دیگر ثابت کرد که دانشآموزان ماهنشانی با بهرهگیری از هوش خدادادی و پشتکار مثالزدنی، میتوانند در عرصههای ملی خوش بدرخشند.
اکنون امید است با توجه ویژه مسیر برای نخبگان این شهرستان هموارتر شود تا شاهد رویشهای بیشتری از جنس موفقیت دانشآموزان نمونه باشیم چرا که سرمایه اصلی ماهنشان، همین دختران و پسرانی هستند که فردای ایران را خواهند ساخت.
فاطمه محمدی، رتبه ۱۲ کنکور انسانی کشوری در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا» درباره آن لحظه سرنوشتساز، با صدایی که هنوز لرزشی از هیجان در آن است، میگوید: از تیرماه سال ۱۴۰۴ تمام تلاشم را کرده بودم وجدانم راحت بود چون میدانستم کم نگذاشتهام، وقتی در کانالهای خبری دیدم نتایج اعلام شده، دستانم سرد شد.
با اضطراب وارد سایت شدم وقتی عدد ۱۲ را دیدم، انگار دنیا برای لحظهای ایستاد. نمیتوانستم باور کنم.
اولین کاری که کردم، مادرم را صدا زدم، وقتی خبر را شنید، انگار تمام خستگیهای سالهای اخیرش از تنش خارج شد.
هر دو از شوق گریه کردیم گریهای که ترکیبی از اشک شوق و سپاس بود.
بعد از آن، زنگ زدن به پدر و خواهرانم یکی از بهترین تجربههای زندگیام بود، آن لحظه، طعم شیرین به ثمر نشستن درختی بود که ماهها آبیاریاش کرده بودیم.
جنگیدن بدون سلاحهای گرانقیمت
بسیاری فکر میکنند رتبههای دورقمی، نیازمند کلاسهای پرزرقوبرق کنکوری، معلمهای پروازی و مشاوران برند هستند. اما فاطمه، تمام این تصورات را باطل کرد. او میگوید نه معلم خصوصی داشتم و نه کلاسهای کنکور شرکت کردم، سلاح من، کتابهایم بود و استراتژیست من خواهرم.
وی درباره سبک زندگی کنکوریاش میگوید: من از تیرماه سال ۱۴۰۴ وارد یک فاز جدی شدم.
برنامه من تابع زمان بود، روزهایی که مدرسه میرفتم، تمام توجهم روی درس بود و ۷ ساعت مطالعه مفید داشتم، اما روزهای تعطیل، روزهایی بود که برای پیروزی میجنگیدم ۱۱ تا ۱۲ ساعت مطالعه خالص و بیوقفه.
در این مسیر، خواهرم نقش مشاور تحصیلی من را داشت او بود که مسیر را برایم هموار میکرد و اشتباهاتم را گوشزد میکرد این پیروزی بدون برنامه و انضباط خواهرم امکانپذیر نبود.
محرومیت یک چالش نه یک بنبست
در گفتگو با این رتبه برتر کنکوری، موضوعی که بیش از هر چیز خودنمایی میکند، نگاه متفاوت او به مقوله محرومیت است.
او قربانی محرومیت نشد، بلکه از آن به عنوان سنگ محک استفاده کرد.
وی میگوید: خیلیها مدام تکرار میکنند که چون در منطقه محروم هستیم، امکانات نداریم و نمیتوانیم موفق شویم. درست است که ما امکانات شهرهای بزرگ را نداشتیم، محرومیت، مسیر را سختتر میکند، کسی نمیتواند منکر این باشد اما این حرف که محرومیت مانع موفقیت است، یک بهانه است.
اگر خودت بخواهی، اگر همت کنی، محرومیت هم تسلیم اراده تو میشود، معلمان ما در همین منطقه، با تمام بضاعتشان تلاش کردند و نقش خود را ایفا کردند.
بقیه راه، به همت خود دانشآموز بستگی دارد. محرومیت میتواند سخت باشد، اما هرگز نمیتواند غیرممکن باشد.
خانواده معمار آرامش
محمدی در صحبتهایش، نقش خانواده را نه فقط به عنوان حامی مالی، که به عنوان ستون روانی خانه توصیف میکند.
در روزهای سخت کنکور، که اضطراب مانند خوره به جان داوطلبان میافتد، خانواده محمدی توانستند خانهای امن و آرام بسازند.
نقش خانوادهام بیش از آنچه فکر کنید ارزشمند بود، آنها حامی واقعی بودند.
در تمام مسیر کنارم ایستادند، نه فقط برای تأمین نیازهای مادی، بلکه از لحاظ روحی و روانی مراقبم بودند.
هر وقت خسته بودم، آنها بودند که به من آرامش میدادند و اجازه ندادند استرس، درس خواندنم را مختل کند، این موفقیت، موفقیت خانواده محمدی است.
شاید هیجانانگیزترین بخش داستان فاطمه، نگاه او به آینده باشد. در دورانی که مهاجرت برای بسیاری از جوانان و نخبگان به یکی از گزینههای جدی آینده تبدیل شده است، فاطمه میگوید:
«در حال حاضر قصد مهاجرت ندارم. فعلاً میخواهم در ایران بمانم، درس بخوانم و برای ساختن آیندهای بهتر در کشورم تلاش کنم. ایران خانه من است و دوست دارم بخشی از مسیر پیشرفت آن باشم.
میخواهم تحصیلاتم را ادامه بدهم و در آینده، در حوزه فکری و اجرایی کشورم نقش داشته باشم. فعلاً اولویت من، ماندن، یادگرفتن و ساختن در ایران است.»
داستان فاطمه محمدی، داستانی است که باید در تمام کلاسهای درس استان زنجان بازگو شود.
این داستان، به تمام دانشآموزانی که در مناطق کمبرخوردار زندگی میکنند، یادآوری میکند که خواستن میتواند از دل کوهستانهای ماهنشان، یک رتبه ۱۲ کشوری بیرون بکشد.
او نه تنها یک نخبه آموزشی، بلکه یک الگوی تعهد و میهن دوستی است .
ماهنشان امروز با داشتن فاطمه محمدی، نه تنها به یک موفقیت علمی، بلکه به یک نگرش جدید نسبت به توانستن دست یافته است.
راهی که این رتبه برتر کنکور آغاز کرده، نویدبخش ظهور نسلی است که محرومیت را نه یک دیوار، که یک پله برای صعود میبیند.
ایران، منتظرِ وکالت و خدمت این دختر سختکوش است.
انتهای خبر/

